تبليغاتX
. دست نوشته هاي يك جوان ایرانی .

. دست نوشته هاي يك جوان ایرانی .

فراخوان بهمن ماه

درود بر شما

 

يكي از ايميلهاي پرآوازه اي كه احتمالا به دستتون رسيده متني يه با عنوان اينكه "من اگر خدا بودم ..." كه بد نديدم دستمايه فراخوان بهمن ماه باشه كه خيلي هم در اين ماه مناسبت داره!!!

اميدوارم شما هم اولين مطلبي كه به ذهنتون ميرسه رو بنويسيد حالا خواستيد ميتونيد بعدش هم با تفكرات عميق تر اعلام نظر بفرماييد اما اون الهام اوليه خيلي مهمه!!!

حالا جهت تفنن و تلطيف فضا و لبخند، متن ايميل وارده رو با كمي جرح و تعديل و يه پرانتز انتهايي خودجوش ارائه ميكنيم!!

 

من اگه خدا بودم هم عاشق " تو" مي شدم (يعني ته لوس بازي يه ها!!)

من اگه خدا بودم، پرستش ترو واجب ميكردم (ايكون عق زدن!!)

من اگه خدا بودم حتما يه جايي، تو يه آيه اي، سوره اي، چيزي، ميگفتم كه بي تو هرگز!! (خداييش بعضيا ته زبون بازي اند!!)

من اگه خدا بودم، باز مي شستم يه گوشه دنج ، موهات رو شونه مي کردم!! (فقط؟!!)

من اگه خدا بودم بازم بايد لكسوس مي‌داشتم تا بگي بعله؟  (به اين ميگن واقع گرا)

من اگه خدا بودم همتون رو خدا ميکردم. به خدا (پاچه خوار، من مطمئنم تو خدا بشي هيچ كاري نميكني با اين ادعات)

 

من اگه خدا بودم، تأکيدم به «عاشقي» بود، نه ترس و تقوا (كه بعدش چي؟!)

من اگه خدا بودم بيشتر مهربون تر بودم در حد مادرانه!! (ننه ها هم گاهي ناله نفرين ميكنن البته!!)

من اگه خدا بودم هيچ لوبياي بااحتياط ‌خوابونده ‌شده ‌لاي ‌دستمال‌‌‌هاي ‌خيسي بدون جوونه نمي‌موند، به خاطر نگاه اميدوار بچه‌هاي‌‌ پشت ليوان (يعني من عاشق اين خدام!!)

من اگه خدا بودم اين پيرمرده الان تو سطل آشغال دنبال يه تيکه نون نميگشت (هي روزگار!!)

من اگه خدا بودم، باور كنيد انقدر صبر نميكردم كه کار به اينجاها بكشه!! (واقعن؟!)

من اگه خدا بودم سر يه دونه سيب، بشريت رو به اين فلاكت نمي انداختم. (اخه سيب كه ويار بود، كاش اصل قضيه رو حل ميكردي خدا)

من اگه خدا بودم خيلي شکر ميکردم که خدام.....آخه بنده هام خيلي بدبختن.. (به خدا)

من اگه خدا بودم يه بار RESET مي کردم؛ زندگي خيليا هَنگ کرده... (فكر كنم روزي چند بار ريست هم جواب نده برا خيليا)

 

من اگه خدا بودم جهنم رو خراب مي‌كردم، مي‌انداختمش سر بهشت، اينجوري ديگه بعضيا به بهانه رفتن به بهشت اينقدر جرم و جنايت نمي‌كردن! (آي گفتي)

من اگه خدا بودم، همون اول به نظر شيطان (به عنوان استاد فرشته هام) احترام ميذاشتم. (خداييش خيلي بارشه)

من اگه خدا بودم اينقدر با شيطون سر آدم ها شرط بندي نمي کردم که همش ببازم! (قمارباز عاقل روي داشته هاشه كه شرط بندي ميكنه)

 

من اگه خدا بودم، يعني زندگي‌اي داشتيدا، زندگي ي ي ي..... (مثلن؟!)

من اگه خدا بودم ايران رو تو قلب غرب اروپا مي‌آفريدم، نصفش رو هم شمال امريكا!! (بعد بايد خودمون كانال ميزديم برا اتصال اين دو تيكه؟!)

من اگه خدا بودم ماهي دو هزار دلار به هر کدوم از بنده هام يارانه ميدادم، همينجوري، برن حال کنن!! (كارت سوخت نامحدود هم ميدادي؟!!)

من اگه خدا بودم وقتي بنده ام رو سرويس فرنگي ميکردم ديگه توقع شکر گزاري ازش نداشتم! (مناعت طبع كه ميگن يعني اين!!)

من اگه خدا بودم هر چند وقت يکبار نشست عمومي برگزار مي‌کردم و از مردم براي کارهاي خودم نظرسنجي مي‌کردم! (بعد جواب نمايندگان روي زمينت رو چي ميدادي؟!)

من اگه خدا بودم ، به ابراهيم ميگفتم به جاي اين که خونه ام رو تو صحراي برهوت عربستان بسازه ، بره يه جايي تو سواحل هاوايي يا قناري بسازه (وا... همينجاش رو هم ما ايرانيا رو به سختي راه ميدن ديگه اونجا كه ...)

من اگه خدا بودم ، امر ميکردم به نوح که: "اي نوح! همانا لازم نيست از سوسک و موش و خرچُسانه نيز جفت‌هايي در کشتي قرار دهي ، مگر نميداني ما چندشمان ميشود از اين جک و جونور‌ها....هان؟" (خدا هم انقدر ترسو!!)

من اگه خدا بودم اصحاب کهف رو الان بيدار مي‌کردم تا از ديدن اين همه پيشرفت  ...پيچ شن! (كدوم پيشرفت برادر من) 

من اگه خدا بودم سيگار و قليون رو عامل اصلي سرطان قرار نمي دادم (رونوشت به علي كازا)

من اگه خدا بودم به هيچکدومتون نمي گفتم از بس كه شكسته نفس ام!! (مطمئني بابت شكسته نفسيته؟!)

 

من اگه خدا بودم و با اين كارهام وضع بنده هام بهتر نميشد سرمو مي ذاشتم زمين مي مُردم به خدا !!(شما اينكارا رو بكن حالا تا بعد)

 

پ.ن 1) پس منتظر الهامات و تفكرات شما در اين باب هستيم كه ميتونيد بصورت كامنت در همينجا بنويسيد يا اگه خيلي ديگه تفكرات بكري بود بصورت پست در وبلاگ وزينتون بنگاريد!!

 


ماه من غصه نخور

درود بر شما


1) گاهي وقتها لازمه كه آدم بي خيال همه چي بشه، بگذاره و بگذره از همه چي، همه جا. حتي پژمردن شاخه هاي گل، پرنده هاي در قفس، كودك دستفروش كنار خيابون، زخم هاي زندگي، ريا، دروغ، فريب، نيرنگ، پستي و ... و حتي بار غم و غصه رو نديد گرفت.


گاهي بايد واقعن دنيا رو سپرد به خود خدا و بي مسئوليت، بي فكر، تفكر، تعقل; دم رو غنيمت شمرد و حالش رو برد!!

گاهي لازمه خودخواه بود و فقط به خود انديشيد. براي خود زيست، هر جور دوست داري. اصلا فكر كني كه خورشيد محض تماشاي رخ دلرباي توست كه طلوع ميكنه و شب از فراقت غروب!!! 

گاهي بايد فقط زندگي كرد فقط بي هيچ تكلف و تاثري!!


2) پيرو حالت قبل يكي از ساده ترين و دم دست ترين خود بودنهام اينه كه فقط برونم!! گويي كه فقط منم و جاده. شب، سرعت، موسيقي. گور باباي همه دوربين هاي ثبت سرعت!!


3) البته اين حس مثل افراط در نوشيدن مشروباته كه وقتي پاتيلي نميدوني داري چيكار ميكني اما بعدش كه حالت جا اومد و مثلن قبض هاي جريمه صادره رو ديدي، ميفهمي كه حتي ساده ترين لذتها هم حسابي پر خرجند و گاها دردسرساز!!


4) گاهي حين يك حس تمام، كاري ميكنيد كه بعد در حالت عادي ميبينيد براتون كلي هزينه هاي اضافي و جانبي هم در بر داشته اما همه اون هزينه ها در قبال اون حس و اون لحظات رنگ مي بازن اگر لحظه رو درك كني. هميشه به ياد داشته باشيد كه روي لحظه ها و حس ها نميشه قيمت گذاشت!!!


پ.ن 1) پيرو رويه جديد مبني بر داشتن يك فراخوان در ابتداي هر ماه، به استحضار ميرساند كه بعلت تعطيلات رحلتي پيش رو، استثناء فراخوان با كمي تاخير و در روز چهارشنبه 5 بهمن ماه برگزار خواهد شد. موضوع بسيار ساده خواهد بود و نياز به آمادگي قبلي نداره و حتي لازمه بدون امادگي وارد موضوع بشيد.

پ.ن 2) ضمنا شركت شما در فراخوان نشانه شخصيت شماست!!!


**************************

كلام روز

لحظه ها را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم

غافل از آنكه لحظه ها همان خوشبختي بودند.



درباره وبلاگ


درود
من متولد يکي از روزهاي گرم شهريور ماه 1356 هستم‏‎.

اين وبلاگ براي اينه كه‎ ‎ميخوام بنويسم تا‎ ... ‎تا بيشتر بياموزم !!‏‎
اينجا از همه چيز ميگم از مطالب‎ ‎اجتماعي، طنز، خاطره، روزمرگيها، دلمشغوليها و ....‏‎
شما هم آزاديد كه هر نظري‎ ‎داريد بنويسيد. تنها خط قرمز رعايت ادب و عرف جامعه است.‏‎

براي من اينجا يه‎ ‎جنبه ديگه از زندگيمه. جنبه هايي كه شايد تو زندگي عاديم فراموش كردم يا وقتي براشون ندارم مثل ‏‏شيطنت ها و شلوغ بازيهام. ‏
با توجه به تفاوت دنياي حقيقي و مجازي، مطمئنا تفاوتهاي ظاهري بين شخصيت مجازي و حقيقي ام وجود داره اما ‏شخصيت دروني و واقعي ام يكسانه. اين دو شخصيت مخالف هم نيستند بلكه مكمل هم هستند و هر دونمايي از من ‏واقعي هستند اما جبر زمان و مكان و موقعيت شغلي و اجتماعي گاها سبب برخي تغييرات ظاهري در رفتارام ميشند اما ‏من در بعد اعتقادي و دروني ثابتم.‏
تنها جايي كه احساس راحتي و آرامش دارم جمع هاي دوستانه و صميمي با دوستانمه، جمعي از دوستان بي‏‎ ‎ريا كه ‏انتظار زيادي هم از هم ندارند اما لطفشون بي حد و حصره.‏

تاريخ ايجاد وبلاگ
يکشنبه چهاردهم مهر 1387

لينک هاي مفيد

امكانات جانبي



?